تکرار غروب
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٢  

.

غروب،

.....

 بهانه ای بود برای قصه تلخ انتظار

آمدی...نبودم....خندیدی

           رفتی و باز هم آمدی...نبودم...خندیدی

                            غروب شد...آمدم....بودی....ندیدمت....

گفتم: نیامدی!؟....

خندیدی و من باز هم رفتم.

wher are you

.....

سلام

خوب هستین آقا؟

ببخشین یه سوال دارم؛ شما الان كجایین؟

ای وای من بازم هول شدم...ببخشید من الان كجام؟

شما كه نیستین من برا چی باید باشم؟

راستی فرمودین تشریف میارین؟

كی انشا الله؟

زودتر بی زحمت...

!!!