دلم برایتان تنگ شده است.
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۱  

سلام /

نامه هایم را می خوانید آقا جان ؟

این روزها بهانه دیدنتان نیست كه آزارم می دهد،نه

این روزها ساعات بی حضوری ام /غصه های دلم/اشك های بی مقصدم ،

كه راستش را بخواهید مبداء خاصی هم ندارد، دلم را می سوزاند.

این روزها حرفاهایی كه قبل ها برایتان می زدم و كم كم برایم رویا شده است

 آزارم می دهد.

نه به غروبی دلم می شكند

نه به آهنگی حزین می شوم

و نه

 قدمی بر می دارم.

به خدا دلم برای فكر كردن به شما هم تنگ شده است...

باور كنید دل وقتی سنگ شد باز هم می تواند دلتنگ شود.

دلم برایتان تنگ شده است.