ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱۱  

تا به حال بارها و بارها زیارت عاشورا خواندیم ولی این بار کمی متفاوت تر از سابق پس با هم می خوانیم 

*   *   *
بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 

السلام علیک یا ابا عبدالله

درود بر تو ای پدر بنده ی خدا، ای باب بندگی خدا

 

السلام علیک یا بن رسول الله

سلام بر تو ای فرزند معراج

 

یا بن امیر المومنین ، یا بن فاطمة

ای پسر مظلومیت

ای جگر گوشه عصمت

 

و علی الارواح التی

خجسته آنان که در رکاب تو نرد عشق باختند

 

حلت بفنائک

و در آستان جان تو فنا شدند

 

السلام علیک یا ثارالله

انتقام تو تنها خدا را سزاست

و ابن ثاره

که خونخواهی پدرت را نیز

 

انی سلم لمن سالمکم

چگونه بتوانم که با دوستانت نپیوندم

و حرب لمن حاربکم

و بر دشمنانت نپیچم

الی یوم القیامة

تا هر زمان که حق، حق است و یکتایی هست که خدایی نماید

 

لعن الله بن مرجانه

اگر چه مرجانه هر روز در جلوه ای به بر آید

و ابن مرجانه

و هر زمان با حربه ای به در

و عمر بن سعد

و ملک ری دلبری می کند

و شمرا

و تشنه کامان خون لشکر کشی

 

و لعن الله امة اسرجت

و می دانم که اگر آمالمان آخورمان گردد

و تنقبت

و دینداری نقابی برای استتار چهره هامان

لقتالک

تا کوفی شدن راهی نیست

 

 

بابی انت و امی

پدر و مادرم و خودم و جانم و مالم فدای تو، مگر غیرت تو و پدرت رهایی مان بخشد

 

انی سلم لمن سالمکم

پس چگونه بتوانم که با دوستانت نپیوندم

و حرب لمن حاربکم

و با دشمنانت نستیزم

ان یرزقنی طلب ثاری

و خونخواهی تو نکنم

مع امام هدی

با آن پیشوای هدایتگر

ظاهر

و چه کور دل، آن که هدایت او را نبیند

ناطق

و چه غافل، آن که صدای اشک های غریبانه اش را نشنود

بالحق

و سرخی چشمان منتظرش را پس از هر غروب به تماشا ننشیند

 

 

اللهم اجعل محیای محیا محمد

که همم شکم نباشد

و آل محمد

و نفس راهنمایم

و مماتی ممات محمد

و مرگم مایه آرامش نیکان نگردد

و آل محمد

و باعث رنجش شیطان

 

اللهم العن ابا سفیان ، و معاویه

به رنگ آمده دشمن اگر به جنگ نبرد

و گفتمانش قرائت پست مدرنی از حق است

و یزید بن معاویه

و سگ بازان را اکثریت خاموش می داند

علیهم منک اللعنة ابد الابدین

تا فرزندان نینوایی جماران زنده اند

آرزوی آنان مالیخولیایی سوررئال است

فضاعف علیهم اللعن

پس بگذار در جهل و غضب دو چندان خویش غوطه بخورند

و العذاب الالیم

و در کژ ذهنشان خواب های سیال ببینند

اللهم لک الحمد ، حمد الشاکرین

که حق را نشانمان دادی

که علی را شاخص راهمان کردی

الحمد لله

که بی غیرتمان نخواستی

علی عظیم رزیتی

تا کاپوچینو مصیبتمان را از یاد ببرد

اللهم ، اللهم ، اللهم

ای معشوق حسین (3)

 

ثبت لی ، ثبت لی ، ثبت لی

استوارمان گردان (3)

قدم صدق

تا پای کج ننهیم

عندک

از راهی که برایمان می خواهی

مع الحسین(3) و اصحاب الحسین

 

امير حسين فاطمی

 


 
 
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٤  

منم مهدي

منم كه شما را خواستارم

كابين شما، كوهي از الماس نور است؛ پاره هاي آهن را به خود نياويزيد؛

تاجي از خاك بر سر مگذاريد؛

كفش هاي مزدك و ماني به پا نكنيد؛

هر نعره اي شما را به سماع نياورد؛

عربده هاي حنجره ابتذال، شما را از من بيگانه مي كند؛

رقص بي دست و پاي موسيقي، اگر از پرده جنسيت و دستگاه شهوت كوك شود، ميان من و شما هزار فاصله مي اندازد، و مبادا كه كورانه، عصا به دست گيريد و قنديل هاي آويخته از سقف مهرباني را فرو ريزيد.

من در قاب پنجره شما نشسته ام، در ها را به هم مزنيد.

اشكهاي شما را دانه دانه از زمين بر مي چينم، برهم مي گذارم و قصري از بلور مي سازم آنگاه شما را به ضيافتي كه در قصر هاي بلورتان، برپاست، مي خوانم.

آيا مي آئيد؟ يا هنوز، مرا باور نكرده ايد؟ من شمايان را بيش از پدرانتان و پيش از مادرانتان باور كرده ام.

كاش شما نيز مرا به اندازه عروسك خواهرانتان، باور كرده بوديد.

من مهرباني ام را نذر شما كرده ام؛ شما در كدام بازار به نيم سكّه زرد، قلب خود را فروختيد؟

من در زمهرير غيبت، كنار هيچ آتش گرمي ننشستم كه شما را فراموش كنم؛ شما اما چه ارزان بر همه گرمي هاي خود چوب حراج زديد.

به هوش باشيد و در پاي هر خر مهره، محراب نسازيد.

 

غيبت، منتظر مي خواهد نه عزادار!!!

( اي شادترين غم  غفلت ما، از غيبت تو، تلخ تر است.)